رد شدن به محتوای اصلی

بندر مدفون



آنجا از راه می رسد شاعر 
و سپس به نور بازمی گردد با آوازهایش 
و می افشاندشان 

از این شعر 
مرا فقط هیچ 
                 بجای می ماند
از رازِ بی پایان

جوزپه اونگارتی 
ترجمه سهراب مختاری  

پست‌های معروف از این وبلاگ

اوسیپ ماندلشتام

اوسیپ ماندلشتام ای آسمان، آسمان، به خوابم خواهی دید! محال است که سراسر کور باشی و سوخته باشد روز چون برگی سپید: اندکی دود و اندک خاکستری! از مجموعه شعر «سنگ» 1913 ترجمه: سهراب مختاری

گئورگ تراکل

شب برفی! ای خفتگان تاریک زیر پل عرق بلورین می چکد از پیشانی شکسته تان گئورگ تراکل  ترجمه: سهراب مختاری 

پل سلان: مجموعه ی شعر

نشر چشمه