رد شدن به محتوای اصلی

روبر دسنوس: آخرین شعر

Robert Desnos - روبر دسنوس

آنقدر مدام خوابت را دیده ام
آنقدر راه رفته ام آنقدر سخن گفته ام
آنقدر عشق ورزیده ام به سایه ات
که دیگر از تو هیچ چیز برایم نمانده است.
فقط این برایم مانده که سایه ای باشم میان سایه ها
که صد بار از سایه سایه تر باشم 
سایه ای که می آید و باز می آید به زندگی آفتابیت.

روبر دسنوس
ترجمه: سهراب مختاری

پست‌های معروف از این وبلاگ

اوسیپ ماندلشتام

اوسیپ ماندلشتام ای آسمان، آسمان، به خوابم خواهی دید! محال است که سراسر کور باشی و سوخته باشد روز چون برگی سپید: اندکی دود و اندک خاکستری! از مجموعه شعر «سنگ» 1913 ترجمه: سهراب مختاری

پل سلان: مجموعه ی شعر

نشر چشمه   

گئورگ تراکل

شب برفی! ای خفتگان تاریک زیر پل عرق بلورین می چکد از پیشانی شکسته تان گئورگ تراکل  ترجمه: سهراب مختاری