رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

نارسیس

نارسیس نقابِ قیراندود فقط خود از بود رهبرِ بیراه. پل الوار ترجمه سهراب مختاری 
پست‌های اخیر

بندر مدفون

آنجا از راه می رسد شاعر  و سپس به نور بازمی گردد با آوازهایش  و می افشاندشان  از این شعر  مرا فقط هیچ                   بجای می ماند از رازِ بی پایان جوزپه اونگارتی  ترجمه سهراب مختاری  

هانس گئورگ گادامر: ‌معنا و استتارِ معنا در شعر پل سلان

جستار پیش رو یکی از مقالات هانس گئورگ گادامر درباره‌ی شعر پل سلان است. گادامر که از بنیانگزاران هرمنوتیک مدرن بود و شعر سلان را با دقت دنبال کرده بود، در سالهای آغازین دهه‌ی هفتاد، چند جستار و یک کتاب درباره‌ی شعر سلان نوشت و منتشر کرد.    (ادامه…)

گئورگ تراکل

شب برفی! ای خفتگان تاریک زیر پل عرق بلورین می چکد از پیشانی شکسته تان گئورگ تراکل  ترجمه: سهراب مختاری 

پل سلان: مجموعه ی شعر

نشر چشمه   

روبر دسنوس: آخرین شعر

Robert Desnos - روبر دسنوس آنقدر مدام خوابت را دیده ام آنقدر راه رفته ام آنقدر سخن گفته ام آنقدر عشق ورزیده ام به سایه ات که دیگر از تو هیچ چیز برایم نمانده است. فقط این برایم مانده که سایه ای باشم میان سایه ها که   صد بار از سایه  سایه تر باشم  سایه ای که می آید و باز می آید به زندگی آفتابیت. روبر دسنوس ترجمه: سهراب مختاری

اوسیپ ماندلشتام

اوسیپ ماندلشتام ای آسمان، آسمان، به خوابم خواهی دید! محال است که سراسر کور باشی و سوخته باشد روز چون برگی سپید: اندکی دود و اندک خاکستری! از مجموعه شعر «سنگ» 1913 ترجمه: سهراب مختاری